.•*..*•.گـــــــل یـــخ.•*..*•.
هرگز نباید فراموش کرد که خواستن کوشیدن است و اراده گذرگاه عمل!
سمت انتظار

ســـمـت انتــــــظــــار
-
فارغ التحصیل کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی هستم.
-
کارشناسی ارشد روان شناسی ام را گرفته ام.
-
دارم دکترای فلسفه می خونم.
-
می خوام روی پایان نامه ام کار کنم.
-
موضوع اون بزرگ ترین سوال زندگیمه!
-
فلسفه این همه وابستگی من به تو چیه!!؟
-
دارم از پیش ناشرم بر می گردم
-
کلی با هم حرف زدیم.
-
کلی= ۵ ساعت!
-
خیلی خیلی خسته ام!
-
نمی تونم قانع اش کنم
-
که
-
برای چاپ کتاب با من قرار داد ببنده!
-
میگه...
-
زیادی از ضمیر دوم شخص مفرد استفاده می کنی!!!
-
از سمت انتظار می آیی.
-
می نشینی رو به روی ناباوری دهان نیمه بازم!
-
با همان لباس بنفش یاسی رنگت
-
که
-
من خیلی دوست دارمش
-
و خیلی به تو میاد!
-
سلام می کنی.
-
بلند جواب میدم!
-
جوابم گم می شه
-
در
-
عربده خنده رهگذرها!
-
می ترسم!
-
در خیابانی نشسته ام
-
که
-
به خدا تو اومدی چند لحظه پیش
-
با همون لباس...
-
به خدا تو اومده بودی!
-
عربده خنده به توان بی نهایت می رسد!

|+| نوشته شده توسط ســـارا عشـــق همیــشگیــت!!!! در چهارشنبه ششم آذر 1387 و ساعت 15:55 |


