.•*..*•.گـــــــل یـــخ.•*..*•.
هرگز نباید فراموش کرد که خواستن کوشیدن است و اراده گذرگاه عمل!
وداع

میروم خسته و افسرده وزار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
بخدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
میبرم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا وتباه
میبرم تا زتو دورش سازم
زتو ای جلوه ی امید محال
میبرم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله میلرزد میرقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمدو از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
میروم خنده به لب خونین دل
میرورم از دل من دست بدار
ای امـیـد عبــث بی حاصــل
فروغ فرخزاد
|+| نوشته شده توسط ســـارا عشـــق همیــشگیــت!!!! در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 17:14 |

